خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ مارس, 2009

برنامه ای دیدم که البته به یاد ندارم در کدام شبکه بود اما گویا کمپینی برای بزرگداشت طبیعت بود که در ان افراد به گناهان خود در مورد محیط زیست اعتراف می کردند.  این برنامه مرا به فکر یک بازی وبلاگی انداخت. از بازی های وبلاگی خاطرات خوشی دارم. پیدا کردن دوستان جدیدی که چه [...]

نوشته را کامل بخوانید »

آقای مدیری سلام
می دانم و اعتراضی ندارم که شما یکی از خلاقان طنز در کشور هستید. دانش حرفه ای این کار را ندارم اما با ساعت خوش و پرواز 57 تتان بارها خندیده ام و شاد شدم. آن روزها تفاوت آن را با هر نوع هجو موجود در تلویزیون ایران می شد تشخیص داد. حتی [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دیشب یه تیزر(گمونم اسمش همین باشه) از شرکت گاز دیدم که در مورد مسمومیت با منواکسیدکربن بود. دو تا چیز جالب در این تیزر بود یکی اینکه گفت مسمومیت با CO در افراد تحصیل کرده بیشتر دیده می شه که البته بنده برق از سرم پرید و به دنبال منبع این آمار هستم. دوم اینکه [...]

نوشته را کامل بخوانید »

منوچهر آذری، شبکه صفر، مهندس بیلی، دهه 50، صبح جمعه با شما، جمع شادی آوران جمعه، جای نوذری و مقبلی خالی
ایرج طهماسب، آسمون ریسمون، چهره دلنشین، مهربانی ها، عید سال 61، شور و شوق و خنده
کلاه قرمزی، پسر خاله، نون بخرم؟، آقای مجری، غمها و شادیها، اشکها و لبخندها، خاطرات دهه 70، تولد عید شما [...]

نوشته را کامل بخوانید »

همه خانواده کوچک 2 نفره مان در کنار قرآن و سفره هفت سین و شمع روشن نشسته بودیم به انتظار پیام ” آغاز سال 1388″ از شبکه سوم سیما. یک دقیقه ای  از آغاز سال نو گذشت تا فهمیدم که بی آرزویی سال آمده است. با بهت و حیرت تلویزیون را خاموش کردم و مات [...]

نوشته را کامل بخوانید »

بهار

نازلی
بهار خنده زد و ارغوان شکفت…

نوشته را کامل بخوانید »

اصلا قرارم به خانه تکانی نبود. سالهاست تنبل تر از آن شده ام که خانه را به دست بگیرم و بتکانم اما امسال که پس از مدتها در خانه مستقل خودم زندگی می کنم، تصمیم گرفتم کمی خانمی کنم و خانه را بتکانم. سبزی حیاط مجموعه از این بالا چنان دل انگیز بود که مدام [...]

نوشته را کامل بخوانید »

از خیابون شمس آبادی که تو خیابون مطهری به سمت سی و سه پل رفتم، اولین چیزی که باعث شد چشام برق بزنن دیدن زاینده رود پر از آب بود. هفته گذشته مدیر کل دفتر حوادث غیرمترقبه استان اعلام کرده بود که آب زاینده رود 60 درصد کم شده و البته چنین انتظاری هم می [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دیدن شهر از آن بالا، از دانشکده بهداشت، دانشکده سلامت، آنچنان برایم عجیب بود که فقط آرزوی داشتن دوربینی را کردم تا نشان بدهم که دیگر هیچ گنبد فیروزه ای در اینجا پیدا نیست. به سختی گنبدها را تشخیص دادم و آن بنای جنجالی جهان نما که گفته می شد راه را بر دیدار نقش [...]

نوشته را کامل بخوانید »