Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘آلودگی هوا’ Category

بالاخره امشب فرصت شد که بنشینم و بخش دوم نتایج بازی وبلاگی اعترافات سبز را بنویسم. این دو هفته اخیر آنچنان مشغول کار بودم که فرصت نشد حتی به اعترافات سرکی بزنم. امروز نشستم و کدهایی را که قبلا استخراج کرده بودم جمع و جور کردم. پیش از نوشتن نتایج توضیح چند نکته ضروری است:
نکته اول اینکه: معمولا در یک تحقیق کیفی رسم بر این است که مصاحبه های شخصی و گروهی، ضبط شده و پیاده می شوند. سپس کلیه صداهای ضبط  شده توسط تنها یک دکمه، پاک می شوند. به طور معمول مصاحبه گر با فردی که اطلاعات را تحلیل می کند متفاوت است و اگر هم یک فرد هر دو کار انجام دهد، موقعیت افراد تحلیل وی را تحت تاثیر قرار نمی دهند. این فاصله زمانی که کاملا اتفاقی بین اعترافات و جمع بندی آنها افتاد به من کمک کرد تا فراموش کنم که چه کسی چه چیزی را نوشته است. به همین دلیل بطور کلی در صورت نقل یک اعتراف، نام نویسنده را به یاد ندارم و بدیهی است که آنچه می نویسم بدون نام بردن خواهد بود. در صورتیکه پیش از این اعترافات را نخوانده اید می توانید از اینجا کلیه مطالب را پیدا کنید.
نکته دوم: اعترافات چهار نویسنده بطورکلی دراین مجموعه گنجانده نشده است. دلیل این کار تفاوت کلی بینش این افراد در نگاه به رابطه انسان و زمین بود که باید در بحثی جداگانه مورد تحلیل قرار گیرد. امیدوارم فرصتی پیدا کنم تا بخشی جداگانه را به بحث پیرامون نگاه این دوستان بپردازم.
سومین نکته: در یکی از نظراتی که برای اعترافات دوستی نوشته شده بود خواندم که » ایده جالبی بود اما فکر کنم اگر دو سه دست بچرخه محتواش تکراری بشه اما به هرحال حرکت ارزشمندیه.». حقیقت این است که در بررسی اعترافات دوستانی که در بازی شرکت کرده بودند خیلی زود به اشباع اطلاعاتی رسیدم. البته این قابل انتظار بود کمااینکه در بازیهای وبلاگی دیگر نیز همین اتفاق می افتد. اگر قرار بر این بود که بنده این بازی را صرفا برای جمع آوری اطلاعات و تهیه مفاهیم آغاز می کردم همان 10، 12 نفر اول برای جمع بندی کافی بود. اما در این بازی اتفاق دیگری نیز افتاد و آن بررسی نگرش نویسنده توسط خود ِ نویسنده بود که می تواند کمک بزرگی به آغاز یک حرکت مداخلاتی کند.
و اما نتایج؛
بطورکلی مفاهیم استخراج شده از اعترافات سبز در سه گروه زیر دسته بندی می شوند( ابه یاد داشته باشیم که استخراج مفاهیم در یک تحقیق کیفی بستگی به نظر شخص یا اشخاص تحلیل کننده دارد، لذا ین تقسیم بندی از زاویه دید من است و هر کسی ممکن است نحوه تقسیم بندی را به شکلی دلخواه خود و بر حسب منطق خود طراحی کند):

  • مصرف
  • زباله
  • طبیعت

الف- مصرف:

تقریبا کلیه شرکت کنندگان به مصرف بی رویه اشاره کرده بودند. این گروه خود به چند زیر مفهوم تقسیم می شود:

  • برق: اینطور که در نتایج مشخص است مصرف بیش از حد برق از مواردی است که همه به عنوان یک آلاینده زیست محیطی می شناسیمش. علیرغم این آگاهی ، ایران هنوز جزء کشورهای پرمصرف از نظر برق است. شاید این به همان نگاه مالکانه ما به نفت برمی گردد. متاسفانه بسیاری از ما نمی دانیم که نحوه تولید برق در کشور چگونه است. بطور مثال جالب است بدانید که نیروگاه شهید منتظری اصفهان حداقل در سالهای سرد سال (عرض کردم حداقل) از مازوت به عنوان سوخت استفاده می کند. این سوخت علاوه بر تولید گازهای گلخانه ای اثرات حادی نیز بر سلامت افراد می گذارد. و لابد هستند نیروگاههای دیگری که از این سوخت استفاده کنند. با این همه ما باز هم فراموش می کنیم چراغها را خاموش کنیم. یکی از اعترافات مهم نویسندگان جهان مجازی استفاده زیاد از اینترنت و  کامپیوتر بود  که شاید بهتر باشد، این جامعه مجازی که در برخی موارد خود را یک سر و گردن بالاتر از افراد عادی جامعه می داند فکری به حال این نوع مصرف بکنند. شاید استفاده از کامپیوترهای کوچکتر و حتی موبایلها برای برخی کاربران قابل انجام باشد. در صورتیکه این وسایل انرژی کمتری مصرف کنند می توان آگاهی مجازی نویسان و مجازی گردان را از نحوه استفاده از آنها افزایش داد( این بخش باشد به عهده آی تی نویسان بزرگ ِ وب دویی چون راستش بنده چیزی زیادی از کامپیوتر و مصرف انرژی در آن نمی دانم).
  • گاز خانگی: در بین اعترافات تعداد اندکی به مصرف بیش از اندازه گاز خانگی اشاره کرده بودند. این مسئله و نیز عدم اشاره به مصرف دخانیات نشان دهنده این است که هنوز جایگاه آلاینده های خانگی را در آلودگی هوا نمی دانیم. در برخی از اعترافات به وسایل گرمایی اشاره شده بود اما به طور مستقیم مصرف گاز خانگی بسیار کم مورد بحث قرار گرفته بود.
  • اتومبیل: بسیاری از اعترافات حول مصرف وسیله نقلیه شخصی دور می زد که البته در کنار این اعتراف بهانه هایی هم برای آن تراشیده شده بود. عدم در دسترس بودن وسایل نقلیه عمومی، سبز نبودن تاکسی به اندازه خودروی تک سرنشین، سبز بودن مصرف سوخت در انواعی از اتومبیل و مهمتر از همه عجله داشتن و پرهیز از تاخیر از دلایل عمده استفاده از خودروی شخصی و به طبع آن بنزین بود.
    بگذارید در این ارتباط خاطره ای را بگویم. چند سال پیش بود که به دنبال اجرای مداخلات برنامه قلب سالم اصفهان* پیگیر راه اندازی روزهایی با عنوان روز بدون خودرو در چهارباغ عباسی اصفهان بودم. هدف از طراحی این روزها، برگزاری کمپین های ماهانه ای جهت افزایش آگاهی جامعه نسبت به عدم استفاده از خودروی شخصی در راستای افزایش فعالیت بدنی (پروژه ورزش اصفهان*) بود. آن روزها هدفم بیشتر آموزش جامعه برای تحرک بیشتر بود (توصیه ای که این روزها با ترس و لرز عنوانش می کنم). در همین ارتباط بود که کم کم پی بردم، افزایش تحرک افراد سبب کاهش آلودگی هوا می شود و به همین علت ناخودآگاه درگیر مباحث شهری ترافیک شدم. جالب است بدانید که آن روزها میانگین سرعت حرکت یک اتومبیل در ساعات پیک ترافیک شهری در مناطق مرکزی شهر 20 کیلومتر در ساعت بود. این رقم چیزی حدود سرعت متوسط یک دوچرخه سوار معمولی است. در صورتیکه همان روزها می توانستیم عادت دوچرخه سواری و پیاده روی و هم زمان استفاده از اتوبوس و تاکسی را در اصفهان جا بیاندازیم با یک تیر هزار نشان زده بودیم (افزیش فعالیت بدنی، کاهش مصرف سوخت، افزایش سرعت، کاهش تاخیرها، کاهش استرس ناشی از ترافیک، بهبود کیفیت هوا و …). به یاد داشته باشیم در واقع حتی استفاده از تاکسی به شکل رایج ایرانی اش یک حمل و نقل سبز محسوب می شود( به شرط آنکه تاکسی ها و اتوبوسها خود تولید کننده گازهای سمی و گلخانه ای نباشند).
    در بین اعترافات مرتبط با سوخت کسی به CNG اشاره نکرده بود. علاوه بر اینکه در مورد تفاوت بنزین موجود در ایران با استانداردهای بین المللی بنزین نیز هیچ اشاره ای نشده بود. این دو مطلب خود از مباحث مهم زیست محیطی ایرانند. در کنار آنها تطابق خودروهای تولید شده در کشور با استداردهای جهانی قابل ذکر است که متاسفانه صنایع خودروسازی با تبلیغات زیاد خود جایی برای آشنایی مردم با مشکلات تولیداتشان نمی گذارند. به نظر می رسد باید راههایی جهت اصلاح این وضعیت، به طور مثال افزایش پرداخت مالیات توسط صنایع خودروسازی، طراحی کرد(اگرچه این مبحث کاملا از تخصص بنده خارج است اما خوب می دانم که بزرگترین عامل آلودگی هوای کلان شهرهای ایران همین خودروهای داخلی و صنایع خودروسازی هستند).
  • آب: حمام رفتن به عنوان یک عامل مهم مصرف بیش از اندازهء آب نام برده شده بود. اینطور که از اعترافات برمی آمد حمام رفتن بین بسیاری از ما ایرانیان، چه آنهایی که مقیم ایرانند و چه آنهایی که نیستند با مصرف زیاد آب همراه است. اینکه این الگوی مصرف از کجا در فرهنگ ما سردرآورده است را به درستی نمی دانم. گمان کنم حمام با این شکل و شمایل امروزی اش چیزی حدود نیم قرن پیش در کشور ما رایج شده باشد. پیش از آن افراد معمولی جامعه به حمام های عمومی که چیزی شبیه حوض داشتند (خزینه)، مراجعه می کردند. فواصل حمام رفتنها در جامعه بین حداقل دو هفته تا حتی یک ماه متغیر بود آنچنانکه تا همین چند سال پیش در برخی از روستاها جهت تعیین سن بارداری یک زن از تاریخ آخرین باری که پیش از بارداری حمام رفته بود ( به عنوان پایان دوره عادت ماهیانهء وی) استفاده می شد. در اینکه حمام رفتن به این شکل امروزی آن عادتی بهداشتی است شکی نیست، اما اینکه ما ایرانی ها حتی ایرانیان کویرنشین که آب را نعمتی کمیاب می دانستیم چه شد که عادت به جاری  بودن آب دوش در حمام کردیم برای من نامشخص است.
  • مواد دیگر: کاغذ از مهمترین موادی بود که به مصرف بیش از حد آن اعتراف شده بود. در حالیکه ما مجازی خوانها ساعات طولانی از کامپیوتر استفاده می کنیم اما کماکان برای خواندن مطالب آنها را پرینت می کنیم که باید راهکاری برای بهبود این عملکرد یافت. دوستی در یک نظر نوشته بود که نگران کاغذ نباشم چون دیگر از درخت درست نمی شود. اما حقیقت این است که هنوز هم مصرف بیش از اندازه کاغذ به عنوان یکی اعمال غلط زیست محیطی ذکر می شود.
    مواد شوینده، پلاستیک، میوه و سبزی، مواد غذایی و حتی گوشی موبایل از مواد ووسایلی بودند که به مصرف بیش از حد آنها به عنوان آلاینده های زیست محیطی اشاره شده بود.

الان دقیقا ساعت 1 بامداد است. گمانم این بود که نه تنها می توانم کلیه مباحث را در این پست بنویسم حتی می توانم نگاهی به روز زمین داشته باشم و خبری نسبتا خوب همراه با درخواست کمک را به همشهریان اصفهانی بدهم، اما متاسفانه این پست بسیار طولانی شد و از حوصله وبلاگ خوانها خارج؛ به همین دلیل دو مفهوم دیگر می ماند برای مجالی دیگر.

پی نوشت: هنوز نمی دانم که علت اصلی حذف مصرف دخانیات در اعترافات چه بوده است؟ آیا دخانیات را به عنوان عامل آلاینده هوا نمی دانیم؟ و یا اعتراف به مصرف آن را قبح می دانیم؟ به هر حال به یاد داشته باشیم مواد حاصل از مصرف دخانیات، اعم از سیگار و قلیان، از آلاینده های مهم زیست محیطی هستند.

* متاسفانه به دلیل مشغله کاری زیاد هر یک از پرسنل مرکز تحقیقات قلب و عروق اصفهان* و عدم وجود پرسنل متخصص، بیش از یک سال است که این وب سایت ها به روز نشده اند. به بزرگی خودتان ببخشید.

earth_day1ای مادر ای زمین: روزت مبارک

Advertisements

Read Full Post »

گمان کنم بیش از یک سال بود که آسمان را آبی ندیده بودم. این همه آبی آسمان هم به وجدم می  آورد و هم هراسم را افزون می کند. شادمانم از خانه تکانی آسمان و هراسانم از پایان بارشها و  بازگشت گزش آلاینده های هوا.

خداوندگارا این آبی آسمان را ماندگار بدار.

Read Full Post »

دیشب یه تیزر(گمونم اسمش همین باشه) از شرکت گاز دیدم که در مورد مسمومیت با منواکسیدکربن بود. دو تا چیز جالب در این تیزر بود یکی اینکه گفت مسمومیت با CO در افراد تحصیل کرده بیشتر دیده می شه که البته بنده برق از سرم پرید و به دنبال منبع این آمار هستم. دوم اینکه علائم مسمویت با CO رو توضیح داد که شامل خواب آلودگی، سرگیجه، احساس خستگی و سوزش چشم بود. وقتی داشت اینا رو می گفت با خودم فکر کردم کاش همه اونایی که از این علائم شاکی هستن الآن پای تلویزیون باشن و پی به علت علائمشون ببرن. می دونید دردناکی قصه کجاست؟ اینکه ما علائم مسمومیت های داخل خانه رو در هوای خارج از خانه هم بسیار می بینیم. یعنی تقریبا می شه گفت در 8 شهر آلوده کشور درصد بسیار کمی از افراد مبتلا به این علائم نیستن( امیدوارم به زودی آمارش رو بهتون خبر بدم).

حالا هی به مردم بگین بدوید، ورزش کنید که برای سلامتی خوبه. یکی نیست بگه بابا هر چی ذرات معلق و گاز مسموم هست با تنفس بیشتر و عمیق تر، به راحتی قلب و ریه و همه ارگانهای فرد رو آلوده می کنن. آقا جان اصلا ندوید، راه هم نروید، دو چرخه رو هم بندازید دور. به علاوه روزهای آلوده هم از خونه بیرون نروید به خصوص اگه کودک ، نوجوان، میانسال و یا بیمار هستین. البته گمونم با چنین پیامی شهرهای بزرگ دائم التعطیلین می شن.

Read Full Post »

دیدن شهر از آن بالا، از دانشکده بهداشت، دانشکده سلامت، آنچنان برایم عجیب بود که فقط آرزوی داشتن دوربینی را کردم تا نشان بدهم که دیگر هیچ گنبد فیروزه ای در اینجا پیدا نیست. به سختی گنبدها را تشخیص دادم و آن بنای جنجالی جهان نما که گفته می شد راه را بر دیدار نقش جهان می بندد در هاله ای غریب از رنگی خاکستری پنهان شده بود؛ دیگر نه بنا پیدا بود و نه مدرسه چهارباغ و نه هیچ گنبدی دیگر. به یاد گفته سعدی افتادم که «هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است.»؛ کجاست استاد سخن که بداند هر نفسی که فرو می رود لحظه به لحظه ادامه حیات را به خطر می اندازد. انسان در این هوای خاکستری یا باید به ناگهان بمیرد یا رسوب ذره ذره سیاهی در عمق وجودش به مرگی تلخ نابودش می کند.

نوشتنم از این روست. آنقدر زندگی کرده ام که بدانم مرگ آدمها به دلیل سهل انگاری آنانی که مسئولند چه بار گناهی دارد. آنچه از من برمی آید همین نوشتن است از آسمانی خاکستری، خیابانهایی شلوغ، تصادفات زیاد، اتومبیلهای دودزا، … و مرگ. کاش می توانستم زندگی را به ارمغان آورم اما چه کنم که تنها می توانم از مرگ و آنچه ما را به کام آن می فرستد سخن بگویم.

زنده باشید و سالم! ذاتتان مفرح

Read Full Post »