Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘دلتنگیها’ Category

واقعا تاکنون به این اندیشیده اید که شاید روزی روزگاری کسی از شمردن آن تعداد مقاله که نوشته اید دست بردارد و به بررسی کیفیت آن بپردازد؟ تابه حال به این اندیشیده اید که شاید روزی کسی بیاید و بگوید :» آهای خانم یا آقای محقق، آنچه که تو از تلاش من درو کردی را پس خواهم گرفت»؟ گمان نمی کنم هیچکدام از شما به هیچ فردایی اعتقاد داشته باشید وگرنه تنتان از ترس آن فردا و پاسخ پس دادن به گناهانتان می لرزید. اما حتی اگر فردایی نباشد من به روشنی لرزش تنهایی روحتان را در کالبد زمختتان می بینم و می دانم که تا دنیا دنیاست روحتان از شدت حسادت و بدبختی قد راست نمی کند که نمی کند.

پ.ن اول: این نوشته نه تنها مخاطب عام دارد بلکه به شدت مخاطب خاص دارد. مخاطب خاص از نزدیکترین دوستم تا آنها که بالاسری ام هستند.

پ.ن دوم: مدتها بود دلم می خواست بنویسم اما کلمات در مغزم قفل شده بودند. نمی دانستم چه بنویسم. باشد که این نوشته مرا به جهان نوشتن بازگرداند.

Advertisements

Read Full Post »

اینکه زنده رودمان مُرد یک چیز است و اینکه  تونل مترو اصفهان 40متر از مسیر خود منحرف شد و «احتمالا دستگاه در زمان انحراف با رمپ جنوبی سی و سه پل برخورد کرده که در صورت صحت داشتن این قضیه و آسیب دیدن پی سی و سه پل، احتمال نشست کردن پل در زمان جاری شدن آب در رودخانه وجود دارد» یک چیز دیگر. حالا ما مانده ایم با آرزوی نصفه نیمهء جاری شدن دوباره زنده رود و ریختن سی و سه پل، یا مرگ زنده رود و ماندن سی و سه پل . این همه ندانم کاری در مرگ زنده رود و بی کفایتی و بی سیاستی در راه اندازی  مترو، نَفَس ِ اصفهانمان را به شماره انداخته است. کم کم باید برای شهر زیبای اصفهان فاتحه ای خواند و به خاک ِ کویرش سپارد.

Read Full Post »

امروز بعد از نماز عصر بغضم ترکید. فاتحه ای خوندم و بسم اللهی گفتم و قرآن رو به نیت تفسیر این دوران باز کردم. اینکه آیا این روش کمک خواستن از قرآن درسته یا نه رو نمی دونم اما تا به حال چند بار پاسخ سردرگمی هام رو اینطور از قرآن گرفتم. نتیجه این بود:

و هر كس از ياد من دل بگرداند در حقيقت زندگى تنگ [و سختى] خواهد داشت و روز رستاخيز او را نابينا محشور مى‏كنيم (۱۲۴)

وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى ﴿۱۲۴﴾

مى‏گويد پروردگارا چرا مرا نابينا محشور كردى با آنكه بينا بودم (۱۲۵)

قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ﴿۱۲۵﴾

مى‏فرمايد همان طور كه نشانه‏هاى ما بر تو آمد و آن را به فراموشى سپردى امروز همان گونه فراموش مى‏شوى (۱۲۶)

قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنسَى ﴿۱۲۶﴾

و اين گونه هر كه را به افراط گراييده و به نشانه‏هاى پروردگارش نگرويده است‏سزا مى‏دهيم و قطعا شكنجه آخرت سخت‏تر و پايدارتر است (۱۲۷)

وَكَذَلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِن بِآيَاتِ رَبِّهِ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَى ﴿۱۲۷﴾

آيا براى هدايتشان كافى نبود كه [ببينند] چه نسلها را پيش از آنان نابود كرديم كه [اينك آنها] در سراهاى ايشان راه مى‏روند به راستى براى خردمندان در اين [امر] نشانه‏هايى [عبرت‏انگيز] است (۱۲۸)

أَفَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّأُوْلِي النُّهَى ﴿۱۲۸﴾

و اگر سخنى از پروردگارت پيشى نگرفته و موعدى معين مقرر نشده بود قطعا [عذاب آنها] لازم مى‏آمد (۱۲۹)

وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى ﴿۱۲۹﴾

پس بر آنچه مى‏گويند شكيبا باش و پيش از بر آمدن آفتاب و قبل از فرو شدن آن با ستايش پروردگارت [او را] تسبيح گوى و برخى از ساعات شب و حوالى روز را به نيايش پرداز باشد كه خشنود گردى (۱۳۰)

فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى ﴿۱۳۰﴾

و زنهار به سوى آنچه اصنافى از ايشان را از آن برخوردار كرديم [و فقط] زيور زندگى دنياست تا ايشان را در آن بيازماييم ديدگان خود مدوز و [بدان كه] روزى پروردگار تو بهتر و پايدارتر است (۱۳۱)

وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى ﴿۱۳۱﴾

Read Full Post »