Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘سلامت زمین’ Category

بالاخره امشب فرصت شد که بنشینم و بخش دوم نتایج بازی وبلاگی اعترافات سبز را بنویسم. این دو هفته اخیر آنچنان مشغول کار بودم که فرصت نشد حتی به اعترافات سرکی بزنم. امروز نشستم و کدهایی را که قبلا استخراج کرده بودم جمع و جور کردم. پیش از نوشتن نتایج توضیح چند نکته ضروری است:
نکته اول اینکه: معمولا در یک تحقیق کیفی رسم بر این است که مصاحبه های شخصی و گروهی، ضبط شده و پیاده می شوند. سپس کلیه صداهای ضبط  شده توسط تنها یک دکمه، پاک می شوند. به طور معمول مصاحبه گر با فردی که اطلاعات را تحلیل می کند متفاوت است و اگر هم یک فرد هر دو کار انجام دهد، موقعیت افراد تحلیل وی را تحت تاثیر قرار نمی دهند. این فاصله زمانی که کاملا اتفاقی بین اعترافات و جمع بندی آنها افتاد به من کمک کرد تا فراموش کنم که چه کسی چه چیزی را نوشته است. به همین دلیل بطور کلی در صورت نقل یک اعتراف، نام نویسنده را به یاد ندارم و بدیهی است که آنچه می نویسم بدون نام بردن خواهد بود. در صورتیکه پیش از این اعترافات را نخوانده اید می توانید از اینجا کلیه مطالب را پیدا کنید.
نکته دوم: اعترافات چهار نویسنده بطورکلی دراین مجموعه گنجانده نشده است. دلیل این کار تفاوت کلی بینش این افراد در نگاه به رابطه انسان و زمین بود که باید در بحثی جداگانه مورد تحلیل قرار گیرد. امیدوارم فرصتی پیدا کنم تا بخشی جداگانه را به بحث پیرامون نگاه این دوستان بپردازم.
سومین نکته: در یکی از نظراتی که برای اعترافات دوستی نوشته شده بود خواندم که » ایده جالبی بود اما فکر کنم اگر دو سه دست بچرخه محتواش تکراری بشه اما به هرحال حرکت ارزشمندیه.». حقیقت این است که در بررسی اعترافات دوستانی که در بازی شرکت کرده بودند خیلی زود به اشباع اطلاعاتی رسیدم. البته این قابل انتظار بود کمااینکه در بازیهای وبلاگی دیگر نیز همین اتفاق می افتد. اگر قرار بر این بود که بنده این بازی را صرفا برای جمع آوری اطلاعات و تهیه مفاهیم آغاز می کردم همان 10، 12 نفر اول برای جمع بندی کافی بود. اما در این بازی اتفاق دیگری نیز افتاد و آن بررسی نگرش نویسنده توسط خود ِ نویسنده بود که می تواند کمک بزرگی به آغاز یک حرکت مداخلاتی کند.
و اما نتایج؛
بطورکلی مفاهیم استخراج شده از اعترافات سبز در سه گروه زیر دسته بندی می شوند( ابه یاد داشته باشیم که استخراج مفاهیم در یک تحقیق کیفی بستگی به نظر شخص یا اشخاص تحلیل کننده دارد، لذا ین تقسیم بندی از زاویه دید من است و هر کسی ممکن است نحوه تقسیم بندی را به شکلی دلخواه خود و بر حسب منطق خود طراحی کند):

  • مصرف
  • زباله
  • طبیعت

الف- مصرف:

تقریبا کلیه شرکت کنندگان به مصرف بی رویه اشاره کرده بودند. این گروه خود به چند زیر مفهوم تقسیم می شود:

  • برق: اینطور که در نتایج مشخص است مصرف بیش از حد برق از مواردی است که همه به عنوان یک آلاینده زیست محیطی می شناسیمش. علیرغم این آگاهی ، ایران هنوز جزء کشورهای پرمصرف از نظر برق است. شاید این به همان نگاه مالکانه ما به نفت برمی گردد. متاسفانه بسیاری از ما نمی دانیم که نحوه تولید برق در کشور چگونه است. بطور مثال جالب است بدانید که نیروگاه شهید منتظری اصفهان حداقل در سالهای سرد سال (عرض کردم حداقل) از مازوت به عنوان سوخت استفاده می کند. این سوخت علاوه بر تولید گازهای گلخانه ای اثرات حادی نیز بر سلامت افراد می گذارد. و لابد هستند نیروگاههای دیگری که از این سوخت استفاده کنند. با این همه ما باز هم فراموش می کنیم چراغها را خاموش کنیم. یکی از اعترافات مهم نویسندگان جهان مجازی استفاده زیاد از اینترنت و  کامپیوتر بود  که شاید بهتر باشد، این جامعه مجازی که در برخی موارد خود را یک سر و گردن بالاتر از افراد عادی جامعه می داند فکری به حال این نوع مصرف بکنند. شاید استفاده از کامپیوترهای کوچکتر و حتی موبایلها برای برخی کاربران قابل انجام باشد. در صورتیکه این وسایل انرژی کمتری مصرف کنند می توان آگاهی مجازی نویسان و مجازی گردان را از نحوه استفاده از آنها افزایش داد( این بخش باشد به عهده آی تی نویسان بزرگ ِ وب دویی چون راستش بنده چیزی زیادی از کامپیوتر و مصرف انرژی در آن نمی دانم).
  • گاز خانگی: در بین اعترافات تعداد اندکی به مصرف بیش از اندازه گاز خانگی اشاره کرده بودند. این مسئله و نیز عدم اشاره به مصرف دخانیات نشان دهنده این است که هنوز جایگاه آلاینده های خانگی را در آلودگی هوا نمی دانیم. در برخی از اعترافات به وسایل گرمایی اشاره شده بود اما به طور مستقیم مصرف گاز خانگی بسیار کم مورد بحث قرار گرفته بود.
  • اتومبیل: بسیاری از اعترافات حول مصرف وسیله نقلیه شخصی دور می زد که البته در کنار این اعتراف بهانه هایی هم برای آن تراشیده شده بود. عدم در دسترس بودن وسایل نقلیه عمومی، سبز نبودن تاکسی به اندازه خودروی تک سرنشین، سبز بودن مصرف سوخت در انواعی از اتومبیل و مهمتر از همه عجله داشتن و پرهیز از تاخیر از دلایل عمده استفاده از خودروی شخصی و به طبع آن بنزین بود.
    بگذارید در این ارتباط خاطره ای را بگویم. چند سال پیش بود که به دنبال اجرای مداخلات برنامه قلب سالم اصفهان* پیگیر راه اندازی روزهایی با عنوان روز بدون خودرو در چهارباغ عباسی اصفهان بودم. هدف از طراحی این روزها، برگزاری کمپین های ماهانه ای جهت افزایش آگاهی جامعه نسبت به عدم استفاده از خودروی شخصی در راستای افزایش فعالیت بدنی (پروژه ورزش اصفهان*) بود. آن روزها هدفم بیشتر آموزش جامعه برای تحرک بیشتر بود (توصیه ای که این روزها با ترس و لرز عنوانش می کنم). در همین ارتباط بود که کم کم پی بردم، افزایش تحرک افراد سبب کاهش آلودگی هوا می شود و به همین علت ناخودآگاه درگیر مباحث شهری ترافیک شدم. جالب است بدانید که آن روزها میانگین سرعت حرکت یک اتومبیل در ساعات پیک ترافیک شهری در مناطق مرکزی شهر 20 کیلومتر در ساعت بود. این رقم چیزی حدود سرعت متوسط یک دوچرخه سوار معمولی است. در صورتیکه همان روزها می توانستیم عادت دوچرخه سواری و پیاده روی و هم زمان استفاده از اتوبوس و تاکسی را در اصفهان جا بیاندازیم با یک تیر هزار نشان زده بودیم (افزیش فعالیت بدنی، کاهش مصرف سوخت، افزایش سرعت، کاهش تاخیرها، کاهش استرس ناشی از ترافیک، بهبود کیفیت هوا و …). به یاد داشته باشیم در واقع حتی استفاده از تاکسی به شکل رایج ایرانی اش یک حمل و نقل سبز محسوب می شود( به شرط آنکه تاکسی ها و اتوبوسها خود تولید کننده گازهای سمی و گلخانه ای نباشند).
    در بین اعترافات مرتبط با سوخت کسی به CNG اشاره نکرده بود. علاوه بر اینکه در مورد تفاوت بنزین موجود در ایران با استانداردهای بین المللی بنزین نیز هیچ اشاره ای نشده بود. این دو مطلب خود از مباحث مهم زیست محیطی ایرانند. در کنار آنها تطابق خودروهای تولید شده در کشور با استداردهای جهانی قابل ذکر است که متاسفانه صنایع خودروسازی با تبلیغات زیاد خود جایی برای آشنایی مردم با مشکلات تولیداتشان نمی گذارند. به نظر می رسد باید راههایی جهت اصلاح این وضعیت، به طور مثال افزایش پرداخت مالیات توسط صنایع خودروسازی، طراحی کرد(اگرچه این مبحث کاملا از تخصص بنده خارج است اما خوب می دانم که بزرگترین عامل آلودگی هوای کلان شهرهای ایران همین خودروهای داخلی و صنایع خودروسازی هستند).
  • آب: حمام رفتن به عنوان یک عامل مهم مصرف بیش از اندازهء آب نام برده شده بود. اینطور که از اعترافات برمی آمد حمام رفتن بین بسیاری از ما ایرانیان، چه آنهایی که مقیم ایرانند و چه آنهایی که نیستند با مصرف زیاد آب همراه است. اینکه این الگوی مصرف از کجا در فرهنگ ما سردرآورده است را به درستی نمی دانم. گمان کنم حمام با این شکل و شمایل امروزی اش چیزی حدود نیم قرن پیش در کشور ما رایج شده باشد. پیش از آن افراد معمولی جامعه به حمام های عمومی که چیزی شبیه حوض داشتند (خزینه)، مراجعه می کردند. فواصل حمام رفتنها در جامعه بین حداقل دو هفته تا حتی یک ماه متغیر بود آنچنانکه تا همین چند سال پیش در برخی از روستاها جهت تعیین سن بارداری یک زن از تاریخ آخرین باری که پیش از بارداری حمام رفته بود ( به عنوان پایان دوره عادت ماهیانهء وی) استفاده می شد. در اینکه حمام رفتن به این شکل امروزی آن عادتی بهداشتی است شکی نیست، اما اینکه ما ایرانی ها حتی ایرانیان کویرنشین که آب را نعمتی کمیاب می دانستیم چه شد که عادت به جاری  بودن آب دوش در حمام کردیم برای من نامشخص است.
  • مواد دیگر: کاغذ از مهمترین موادی بود که به مصرف بیش از حد آن اعتراف شده بود. در حالیکه ما مجازی خوانها ساعات طولانی از کامپیوتر استفاده می کنیم اما کماکان برای خواندن مطالب آنها را پرینت می کنیم که باید راهکاری برای بهبود این عملکرد یافت. دوستی در یک نظر نوشته بود که نگران کاغذ نباشم چون دیگر از درخت درست نمی شود. اما حقیقت این است که هنوز هم مصرف بیش از اندازه کاغذ به عنوان یکی اعمال غلط زیست محیطی ذکر می شود.
    مواد شوینده، پلاستیک، میوه و سبزی، مواد غذایی و حتی گوشی موبایل از مواد ووسایلی بودند که به مصرف بیش از حد آنها به عنوان آلاینده های زیست محیطی اشاره شده بود.

الان دقیقا ساعت 1 بامداد است. گمانم این بود که نه تنها می توانم کلیه مباحث را در این پست بنویسم حتی می توانم نگاهی به روز زمین داشته باشم و خبری نسبتا خوب همراه با درخواست کمک را به همشهریان اصفهانی بدهم، اما متاسفانه این پست بسیار طولانی شد و از حوصله وبلاگ خوانها خارج؛ به همین دلیل دو مفهوم دیگر می ماند برای مجالی دیگر.

پی نوشت: هنوز نمی دانم که علت اصلی حذف مصرف دخانیات در اعترافات چه بوده است؟ آیا دخانیات را به عنوان عامل آلاینده هوا نمی دانیم؟ و یا اعتراف به مصرف آن را قبح می دانیم؟ به هر حال به یاد داشته باشیم مواد حاصل از مصرف دخانیات، اعم از سیگار و قلیان، از آلاینده های مهم زیست محیطی هستند.

* متاسفانه به دلیل مشغله کاری زیاد هر یک از پرسنل مرکز تحقیقات قلب و عروق اصفهان* و عدم وجود پرسنل متخصص، بیش از یک سال است که این وب سایت ها به روز نشده اند. به بزرگی خودتان ببخشید.

earth_day1ای مادر ای زمین: روزت مبارک

Read Full Post »

بازی اعترافات سبز بی آنکه خودم بدانم و حتی هدفی داشته باشم به طور کاملا اتفاقی بدل به یک بازی نسبتا گسترده در وبلاگستان شد. این اتفاق سبب شد که من بیشتر به این بازی بیاندیشم و تلاش در جمع آوری درست نتایج آن بکنم. در این پست خلاصه ای از آنچه که تاکنون  از نتایج  این بازی جمع آوری کرده ام را خواهم نوشت.

حقیقت این است که آن روز صبح باور نمی کردم که بازی تبدیل به نوعی مطالعه کیفی شود اما شد. در این بازی سعی کردم هم از دوستان قدیم و هم از دوستان جدید فرندفیدی ام و هم از یکی از نمایندگان و اساتید فن محیط زیست دعوت کنم و با خود فکر کردم اگر یک یا دو نفر هم به دعوتم پاسخ گویند راضی خواهم بود. اما تعداد دوستانی که لطف کردند و به بازی رونق دادند بسیار بیشتر از حد تصور من شد و جالب اینکه اکثر دوستانی را که دعوت کرده بودم به دعوتم پاسخ مثبت دادند. در طول این چند روز مدام مطالب را خوانده ام و برای خودم کدبرداری کرده ام. می توانم بگویم طبق قوانین تحقیق کیفی در حال حاضر به اشباع اطلاعات رسیده ایم (اشباع اطلاعات در تحقیق کیفی به این معناست که در روند کدگذاری مطالب، پس از مدتی به کدهای تکراری برسیم، که معمولا در اینگونه موارد می توان مصاحبه، مباحثه و بطور کلی جمع آوری اطلاعات را متوقف کرد). عجالتا مجموعه نوشته ها را در یک فایل ورد در 120 صفحه و با فونت نازنین 10  جمع آوری کرده ام و مشغول های لایت کردن و کدگذاری آنها هستم. طبیعی است که در نهایت نتایج به دو دسته اعمال مثبت و منفی افراد در مقابل محیط زیست تقسیم خواهند شد. اما پیش از اینکه جمع بندی تکمیل  شده را با جزییات حضورتان ارائه کنم، در این پست تنها به نکاتی کلی اشاره می کنم:

  1. تقریبا میزان مشارکت خانمها و آقایان وبلاگ نویس در شرکت در بازی مساوی بوده است( با توجه به اسامی مجازی برخی افراد دقیقا تعداد را نمی دانم)
  2. یکی از مهمترین نتایج این بازی، وجود دو دیدگاه کاملا مختلف در برابر صدمات زیست محیطی انسان بود: یکی دیدگاهی که کلا معتقد است انسان از آغاز آفرینش دست در دایره طبیعت برده و دستکاریهای جبران ناپذیری کرده و اصولا حضورش فی نفسه صدمه ای است برای زمین و دیگری دیدگاهی که معتقد است به هر حال انسان وجود دارد و می تواند با تغییر نوع عملکرد خود، حداکثر و یا حداقل زیان را به محیط زیست وارد کند.
  3. علاقه به مبحث محیط زیست، ولو اینکه حتی به صورت ظاهری هم باشد، در بین مجازی نویسان زیاد است. اگر مجازی نویسان را جزء طبقه اجتماعی نسبتا بالا و تحصیل کرده در جامعه در نظر بگیریم می توان گفت مسئله محیط زیست در این جمع به عنوان یک مشکل جا افتاده است.
  4. انعکاس خبر در انواع خبرگزاریها از وبلاگ نیوز تا زیستا و حتی رادیو زمانه و بی بی سی نشان می دهد که توجه به عوارض زیست محیطی زندگی بشر، فارغ از عقاید سیاسی و حتی اعتقادی است و تقریبا همه افراد با هر شیوه تفکری به این نتیجه رسیده اند که باید فکری به حال بیماری زمین کرد.
  5. تقریبا می توان گفت که یک تفاوت کلی بین اعترافات خانمها و آقایان دیده می شود. اعترافات خانمها معمولا به زمان حال بازمی گردد اما در مورد آقایان این بحث غالبا در ارتباط با دوران کودکی و نوجوانی است.
  6. علاوه بر این در اعترافات خانمها بسیار کمتر از آقایان رد پای دیگر موجودات زنده به چشم می خورد که این احتمالا ناشی از تفاوت تربیتی دختران و پسران ما بوده است.
  7. نکته بسیار حائز اهمیت اینکه تنها یک نفر به مصرف دخانیات البته در حد تفننی و در سالیان قبل اعتراف کرده است.عدم وجود چنین اعترافی می تواند ناشی از چند چیز باشد:
  • اول اینکه شاید معمولا دخانیات را به عنوان یک عامل مضر در سلامتی شخص می شناسیم و نه به عنوان یک آلاینده محیط زیست،
  • دوم آنکه شاید اعتراف به مصرف دخانیات به صورت حتی گاهی گداری برایمان سنگین است و ترجیح می دهیم که هیچگاه در موردش صحبت نکنیم که این می تواند نشانه وجود قبح مصرف دخانیات در جامعه باشد.
  • در نهایت در خوش بینانه ترین قضاوت می توان گفت که افرادی اعتراف کرده اند که تاکنون به هیچ شکل و صورتی مصرف دخانیات را تجربه نکرده اند( یعنی حتی تاکنون در یک چایخانه سنتی پکی به قلیان نزده اند) که البته کمی غیرعادی به نظر می رسد.

نتایجی که در بالا ذکر شد تنها اشاره ای به آنچه که به دست آمده است بود. بدیهی است یک یک این نتایج  در پستهای بعدی به بحث گذاشته خواهد شد.  علاوه بر اینکه تلاش خواهم کرد در برخی موارد اعداد و ارقام کشوری و جهانی را حضورتان ارائه کنم. طبیعی است نظرات شما در مورد نحوه و نوع جمع بندی، نزدیک شدن ما به نتایج دقیقتر و اصولی تر را امکان پذیر می سازد.

در پایان به یاد داشته باشیم که اصولا اعتراف تبدیل سطحی از آگاهی به نگرش است. برای ایجاد تغییر رفتار اولین قدم افزایش آگاهی است اما این افزایش آگاهی به تنهایی تعییر عملکرد فرد را به دنبال ندارد. بطور مثال بسیاری از افرادی که دخانیات مصرف می کنند به خوبی به عوارض مصرف آن برای سلامتی واقفند و حتی می دانند که مثلا تعداد مواد سمی موجود در دود سیگار به حدود 4000 نوع می رسد با همه اینها چون به باور و تغییر نگرش در مورد مصرف دخانیات نرسیده اند توجیحات مختلفی جهت ترک نکردن آن ذکر می کنند. انجام اعتراف، فرد را با واقعیت موجودی که مدتهای مدید سعی در پنهان کردن آن از خود داشته مواجه می کند و این خود سبب حرکت آگاهی به سمت بهبود باور و نگرش می شود. پس، از اعتراف کردن هراسی نیست زیرا قطعا یک یک ما را به سمت تفکر در مورد اعمالمان و ایجاد رفتار صحیح سوق می دهد.

لازم است از تمام دوستانی که در بازی شرکت کردند به خصوص آرش کمانگیر عزیز که در گسترش بازی در بالاترین نقش اساسی را داشت، هادی عزیز که اگرچه نمی شناسمش و خود مطلبی در باب اعتراف ننوشته است اما موضوع داغ بالاترین را تدوین کرد، خیزران گرامی که نشان داد این بازی وابسته به هیچ نوع تفکر سیاسی خاصی نیست و هدفش ارتقا سلامت زمین و بشر است و بالاخره محمد درویش دلسوز که شرکت او در بازی سبب گسترش بازی بین وبلاگ نویسان زیست محیطی شد؛ سپاسگزاری کنم.

فعلا همین تا بعد.

شاد و سالم باشید

Read Full Post »

به همه شما دوستان عزیز یک سپاسگزاری جانانه بدهکارم.

آن روز که تصمیم به شروع بازی «اعترافات سبز»  گرفتم باور نمی کردم که گسترشی اینچنین پیدا کند. و صد البته این گسترش میسر نبود مگر با کمک همه دوستانی که برای ادامه بازی همراهی ام کردند. بازتاب رسانه ای این بازی، فارغ از هرگونه سوگیری سیاسی که  شاید یکی از مهمترین علل موفقیت بازی است، نشان می دهد که جامعه مجازی وبلاگستان فارسی آمادگی طرح چنین مباحثی و ادامه آنها را دارد. شاید علت این همه اضطراب من در این چند روز در کنار آن ذوق زدگی بی حد، همین آمادگی باشد و احساس لزوم ادامه بازی با اهدافی مشخص و قابل دستیابی. عجالتا مشغول جمع آوری همه مطالب هستم و خواهشم این است که اگر جایی مطلب جدیدی دیدید مرا بی خبر نگذارید. سعی ام بر این است که تا پایان این هفته به یک جمع بندی اولیه برسم تا پس از آن با کمک شما دوستان خوب ادامه کار را طراحی کنم.

سربلند و سالم باشید. باز هم سپاسگزارم

Read Full Post »

برنامه ای دیدم که البته به یاد ندارم در کدام شبکه بود اما گویا کمپینی برای بزرگداشت طبیعت بود که در ان افراد به گناهان خود در مورد محیط زیست اعتراف می کردند.  این برنامه مرا به فکر یک بازی وبلاگی انداخت. از بازی های وبلاگی خاطرات خوشی دارم. پیدا کردن دوستان جدیدی که چه باشند و چه نباشند در این زنجیره های بازی همیشه برایم دلنشین بوده اند. علاوه بر این معمولا در این بازیها می توان ایده های جدیدی برای بهتر زیستن یافت. این بازیها شاید چیزی شبیه به  بارش افکار یا brain storming باشند. به هر حال تصور یک بازی وبلاگی با موضوع زیست محیطی فکرم را مشغول کرد. بالاخره تصمیم گرفتم چیزی شبیه به کاری که در آن کمپین انجام شده بود طراحی کنم.

در مورد اسم بازی هم خیلی فکر کردم و به یاد  بازی قشنگی که سلمان دو سال و نیم پیش با عنوان «اعترافات یلدایی» طراحی کرد اسم بازی را «اعترافات سبز» گذاشتم، با این امید که این اعترافات بتواند برای هر یک از ما اصلاح مسیر حرکتمان به سمت سلامتی زمین باشد.  بازی به این شکل است که هر کسی حداقل 5 اعتراف سبز می کند. اعتراف سبز به کارهایی گفته می شود که در آنها ما به نوعی به سلامت زمین، شهر و طبیعت صدمه وارد کرده ایم . پس از آن حداقل 5 کار مفیدی که در راستای سلامت زمین کرده ایم را ذکر خواهیم کرد و سپس برای ادامه بازی حداقل 5 نفر را دعوت می کنیم. می دانم که در حال حاضر وبلاگم به طور متوسط 6 خواننده بیشتر ندارد( و این هم از برکت فرارهای مکرر مجازی ام بوده است که دیگر پیش نخواهد آمد، چون اینجا همانی هستم که در جهان واقعی) و می دانم اگر دوستانی که وبلاگهای پر خواننده دارند همکاری نکنند ین بازی به جایی نخواهد رسید پس به کمک همه دوستان خوبم برای ادامه بازی نیاز دارم. گمان می کنم بعد از اتمام بازی بتوان مشکلات شیوه زندگی ما ایرانی های مجازنشین را یافت و شاید راه حلهایی برای حرکت به سمت زمین سالم طراحی کرد.خب حالا اعترافات خودم:

حقیقتش من یکی از شیفتگان کائناتم البته در حد آسمان، زمین، ماه و خورشید، و با این تصور همیشه خودم را فردی  پیشرو در حفظ و نگهداری محیط می دانسته ام اما :

  • اولین و بزرگترین مشکل من استفاده بیش از حد از کاغذ است. حقیقتش من از سال 77 به طور مرتب از کامپیوتر استفاده کرده ام. یادم می آید آن روزها  اتصال به اینترنت در ایران بسیار سخت و دور از دسترس بود و  ما مجبور بودیم سرچهایی را که نیاز داشتیم به مرکز مجلات دانشگاه بدهیم تا اآنها پس از جستجو نتیجه ها را بر روی کاغذ پرینت بگیرند. متاسفانه در بسیاری از مواقع نتیجه جستجوی آنها با آنچه که مورد نیاز ما بود هم خوانی نداشت و همه آن کاغذهای بینوا دور ریخته می شد. اما از سال 1381 شبکه داخلی مرکز ما راه اندازی شد و ما بالاخره توانستیم به اینترنت دسترسی داشته باشیم. متاسفانه یا خوشبختانه یکی از کارهای مورد علاقه من  از همان روزها سرچ  کردن  مطالب جدید مرتبط با کارم بود و از آنجایی که معمولا حوصله نداشتم یک سره پشت مانیتور بنشینم و بخوانم همه آنچه می یافتم را پرینت می گرفتم. امروز که حدود 8 سال از این قضیه می گذرد بازهم شیوه کار من همان شیوه قدیمی است یعنی پرینت گرفتن. اعتراف می کنم که درست در همین لحظه که می نویسم حدود 700 صفحه پرینت نخوانده دارم که همه را به تازگی گرفته ام و نمی دانم چه وقت تمامشان خواهم کرد. روش محاسبه اینکه 700 صفحه معادل چند درخت است را نمی دانم اما خوب می دانم این یکی از آسیبهای بزرگی است که من به طبیعت وارد می کنم. علاوه بر اینکه مصرف جوهر پرینتر را هم باید به این کاغذها اضافه کنم.
  • دومین مشکلی که من دارم این است که چون موهای فر و وزی دارم، از نوجوانی عادت کرده ام که بعد از حمام از سشوار برای خشک کردن موهایم استفاده کنم و خب با این حساب که تقریبا هر روز حمام می کنم می توانم بگویم روزانه چیزی حدود 15 دقیقه سشوار با قدرت 1200 وات روشن است.  کسی می داند میزان انرژی مصرفی روزانه برای چنین سشواری چقدر است؟
  • در مورد خود حمام هم باید اعتراف تلخی بکنم و آن اینکه از لحظه ورود به حمام تا خروج که به طور میانگین 20 دقیقه طول می کشد، تمام مدت آب دوش را باز می گذارم بی آنکه تصوری از میزان مصرف آب داشته باشم. راستش بلد هم نیستم  این مقدار آب دقیقا چه میزان از سرانه جهانی بیشتر است.
  • به شدت زباله سازم و هر چیزی را بدون اینکه تصور کنم که شاید روزی به کار بیاید دور می ریزم و از آن بدتر اینکه اصلا زباله های خشک و تر را جدا نمی کنم و بدتر اینکه اصلا سطلی جداگانه برای بازیافت ندارم و همه چیز را مخلوط با هم در یک سطل زباله می ریزم.
  • با اینکه به شدت همه افراد را به عدم استفاده از اتومبیل شخصی ترغیب می کنم، تمام رفت و آمدها ی شخصی ام را با تاکسی تلفنی انجام می دهم و البته بهانه ام هم کمک به اشتغال زایی است!!!!!
  • بسیاری از مواقع در آن ِ واحد هم کامپیوتر هم تلویزیون و هم … را روشن می گذارم و در عین حال به طرز مسخره ای مثلا مشغول مطالعه می شوم.  متاسفانه میزان مصرف انرژی هم زمان این دستگاهها را نمی دانم.
  • در خانه من هیچ گل طبیعی یافت نمی شود چون اصولا گل نگه داشتن بلد نیستم و این یکی از علل افزایش آلودگی هوای داخل خانه است که خود به خود آلودگی هوا را در کل افزایش می دهد.

و اما خوبی های من! :

  • اصولا چون از آشپزی متنفرم 🙂 اصلا از گاز استفاده نمی کنم و در روزهایی که پوپک مدرسه است ناهار نان و ماست می خورم که گمان کنم این کار به شدت سبز و روشن و خوب است  🙂
  • علاوه بر این تعداد لامپهای روشن در شب در خانهء ما  تنها سه لامپ کم نور است( و البته نه کم مصرف) و این هم یک نشانه دیگری از سبزی من 🙂
  • تمام تلاشم را می کنم که از لباسهایی استفاده کنم که به اتو نیاز نداشته باشند چون حقیقتش از اتو کردن خیلی بدم می آید.
  • تا آنجایی هم که بتوانم از جاروی دستی برای تمیز کردن کف زمین استفاده می کنم. اهل شستن مدام آشپزخونه با آب فراوان نیستم و معمولا سعی می کنم با حداقل مصرف آب سرامیکها را پاک کنم.
  • دیگر چیز جدیدی یادم نمی آید اما ای کاش بلد بودم میزان انرژی مصرفی ام را با میزانی که صرف جویی می کنم مقایسه کنم و ببینم هزینه صرفه مصرف انرژی در مورد شخص من چقدر است.  گمانم مجبورم به دنبال سرچ این مطلب بروم و ارقام را دقیقا حساب کنم 🙂

اما دوستانی که  برای ادامه این بازی از آنها دعوت می کنم و عاجزانه تقاضا می کنم دعوتم را لبیک گویند(اسمایلی درخواست عاجزانه): آرش کمانگیر عزیز که امیدوارم دعوتم را بپذیرد و طبق معمول یک مطلب عالی بنویسد و حتی اگرخواست تمام سوتی های این اعترافات من را هم بگیرد. شیخ الشیوخ بزرگ که مطمئنا یک قصه جدید از اعترافات مرتبط با نیروی انتظامی و سبزی اعمال آنها خواهد گفت. آزاده عزیز که شاید یک عکس قشنگ هم برایمان بگذارد. بامدادی منطقی که به عنوان منطقی ترین وبلاگ نویس سال شناخته شده  است و مطمئنم با منطقش می تواند این بازی را به یک بازی کاملا غنی از محتوا تبدیل کند. آنجل مهربانم که همیشه برایم عزیز است. علیرضا مجیدی که اصولا بعید می دانم اینجا را ببیند و کلا به ما محل بگذارد، همکار جان تحویل بگیر ما را ترا به خدا. سمیه توحیدلو که با نگاه جامعه شناختی و عمیق بازی را خواهد نوشت. حسین مزیدی همکار عزیزم که همیشه بهترین راه را برای زیباتر جلوه دادن چیزها بلد است،  و وحید خان آنلاین والا که نمی دانم چه کرده که این دختر ما همه اش سراغش را می گیرد بی آنکه اصلا دیده باشدش.

و اما رفقای قدیم : آقای آقازاده که مطمئنم مطلبی می نویسند که همه را تحت تاثیر قرار می دهد، رضا هدایت استاد بی نظیر نقاشی که نقاشی های خاصش با طبیعت و زیبایی آن مرتبط است، حمیدرضا علاقه بند که اصولا نمی دانم اصلا من را به یاد دارد یا نه؟، مهدی علاقه مند رفیق شفیق مهربانم که قطعا شعری زیبا برای این اعترافات خواهد گفت، کوروش رنجبر که یکی از مهربانترین انسانهایی است که می شناسم و راستش فکر می کنم این آدم ذاتا نمی تواند هیچ زیانی به طبیعت برساند، محسن ایرانی که بالاخره آن نیمکت را با آن هیمه آتش در وبلاگش از ما دریغ کرد و ما دیگر در حیاط زیبای وبلاگش ننشستیم و یوسف علیخانی عزیز از اولین دوستان مجازی من و کسی که عشق به زادگاهش همیشه او را  به سمت طبیعت می خواند.

و بالاخره محمد درویش که هیچ آشنایی مستقیمی با ایشان ندارم اما با شناختی که دورادور از طریق جمعیت پیام سبز از آقای درویش عزیز دارم امیدوارم در این بازی شرکت کنند،

یک تذکر مهم: آقایان و خانمها سیگار کشیدن و البته قلیان جزء آلاینده های زیست محیطی محسوب می شود. در اعترافاتتان فراموش نکنید.

یادآوری مهم تر: امشب ساعت 8.30 دقیقه چراغها را برای بزرگداشت سلامت زمین به مدت یک ساعت، ساعت زمین، خاموش کنید.

مطلب کاملا غیرمرتبط: این عکس را امروز از هفت سین 8 روزه ام گرفته ام که سبزه اش کم کم به سقف می رسد !!!! امسال پیش از آغاز سال نو یک قند بر روی سبزه گذاشتم تا مگر سالم شیرین شود. این هم از ابداعات بنده!!!

هفت سین آشفته من

هفت سین آشفته من

«همه آنچه تاکنون در مورد اعترافات سبز نوشته شده یا به بحث گذاشته شده اند»

Read Full Post »

همه خانواده کوچک 2 نفره مان در کنار قرآن و سفره هفت سین و شمع روشن نشسته بودیم به انتظار پیام » آغاز سال 1388″ از شبکه سوم سیما. یک دقیقه ای  از آغاز سال نو گذشت تا فهمیدم که بی آرزویی سال آمده است. با بهت و حیرت تلویزیون را خاموش کردم و مات و مبهوت کنار دخترم نشستم به تماشای هفت سین. گمانم یک یا دو ساعت گذشت تا با این جعبه جادویی آشتی کردم، به محض روشن کردنش عبارت «اصلاح الگوی مصرف» را در بالای صفحه آن دیدم.  گمان کردم  وزارت بهداشت در اقدامی عجیب و غریب رو به سوی اصلاح الگوی مصرف مواد غذایی گذاشته و این پیام عیدانه آن وزارتخانه است. اگرچه به نظر دور از ذهن بود اما از بس ِ اینکه خیالم در شیوه زندگی و سلامت غرق است اینگونه اندیشیدم. کمی با خودم بحث کردم و گفتم که شاید این پیام ناشی از کاهش درآمدهای کشور است و نشانی از لزوم صرفه جویی برای ادامه حیات. اما هر چه بود به دلم نشسته بود. هر چه بود با خود پیامی  برای ادامه حیات انسان، شهر و زمین داشت.

سری به اینترنت زدم و خبرگزاری ها را گشتم تا ببینم منبع پیام چه بوده است  که دانستم این نه یک سیاست وزارتخانه ای و نه دولتی که مملکتی است. این بار آیت الله خامنه ای پیامی داده بودند که نشان از نگاه بسیط به انسان و طبیعت داشت. با توجه به طرح هایی که امسال برای اصلاح شیوه زندگی و به خصوص کاهش آلودگی هوا در نظر داریم بسیار کیفور شدم.

این پیام می تواند و باید سرلوحه همه راههای سلامتی باشد. پیشگیری از بیماریهای غیرواگیر تنها با اصلاح شیوه زندگی مقدور است و به خصوص بر سه محور مهم بنا شده است: افزایش فعالیت بدنی، اصلاح الگوی تغذیه و عدم مصرف دخانیات. و عجیب که این هر سه با اصلاح الگوی مصرف هم خوانی دارند. عدم استفاده از خودروی شخصی و افزایش استفاده از روشهایی چون پیاده روی، دوچرخه سواری و استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی حرکتی است با نگاه افزایش سلامت فردی اما با بینشی وسیع تر در جهت کاهش مصرف سوخت و کاهش تولید آلاینده ها. از طرف دیگر اصلاح الگوی تغذیه به معنای مصرف مواد غذایی در حد نیاز بدن و نه بیش از آن است یعنی دریافت کالری در حد لازم برای داشتن یک زندگی سالم و بدون افزایش وزن (به یاد داشته باشیم که امروزه چاقی از علل بسیار مهم بیماری ها قلمداد می شود). در کنار این هر دو، عدم مصرف دخانیات نیز از عوامل مهمی است که سلامتی فرد را ارتقا می دهد. جالب است بدانیم بخش عمده آلودگی هوای داخل فضاهای بسته و در اصطلاح indoor به علت آلاینده های موجود در دود سیگار است و طبق آمار جهانی سالیانه مقادیر زیادی از آلودگی هوا ناشی از مصرف مواد دخانی است. و جالبتر آنکه امروزه در دنیا دو روش عمده مقرون به صرفه برای کاهش بیماری ها و هزینه های مستقیم و غیرمستقیم ناشی از آنها وجود دارد: یکی کنترل وزن و دیگری عدم مصرف دخانیات.

با این نگاه است که می شود گفت پیام آقای خامنه ای یک پیام دلنشین و کاربردی است که باید دولت و ملت هم زمان در به کار گیری آن بکوشند.

شاد و سالم و سرخوش باشید. عیدتان مبارک

مرتبط و خواندنی: ابتکاری که باید قدر آن را بدانیم: سال اصلاح الگوی مصرف/ محمد درویش

Read Full Post »